عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

139

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

انبساط آن است كه طبع را به حال خود واگذارى [ و تكلّف و تصنّع در رفتار و گفتار را ترك گويى ] و از وحشت و هراس حياء ، دورى گزينى و بر طبق جبلّت [ و اخلاقى كه خداوند تو را بر آن سرشته است ] مشى كنى ، [ بىآنكه خود را به تكلّف و سختى اندازى . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى الانبساط مع الخلق . و هو أن لا تعتزلهم ضنّا على نفسك أو شحّا على حظّك ؛ و تسترسل لهم فى فضلك ، و تسعهم بخلقك ، و تدعهم يطؤونك ؛ و العلم قائم ، و شهودك المعنى دائم . انبساط بر سه درجه است : درجهء نخست ، انبساط با مردم است . و انبساط با مردم آن است كه ، به خاطر بخل بر خودت و يا حرص بر بهره‌اى [ كه در خلوت و كناره‌گيرى از مردم نصيب تو مىگردد ] از مردم كناره نگيرى [ و خود را در عزلت قرار ندهى ] ، و چيزهاى زايد بر نياز خود را در اختيار ايشان گذارى [ و با آنان مواسات داشته باشى ] ، و با خلق [ نيكوى ] خود آنان را در گشايش قرار دهى [ و آزار و اذيت ايشان را تحمل كنى ] ، و آنان را واگذارى تا پايمالت كنند . [ اشاره است به تواضع و فروتنى در برابر مردم ، به گونه‌اى كه براى خود در ميان آنان رتبه و منزلتى قائل نشوى كه به خاطر آن تو را احترام كنند . ] درحالىكه علم ، قائم و استوار است . [ يعنى تواضع و بخشش و همنشينى با مردم بايد در حدّ مشروع و در همان حيطه‌اى كه علم شريعت تعيين كرده ، باشد ، و از آن فراتر نرود . ] و شهود معنا [ ى انبساط ] پيوسته و مستمر مىباشد . [ مقصود آن است كه علم شريعت تو را خشك نكند و انبساط ، تو را به ارتكاب حرام نكشاند ؛ و خلاصه آنكه راه ميانه را بايد طى كرد و از افراط و تفريط بايد سخت پرهيز نمود كه « خير الأمور اوسطها . » ] و الدرجة الثانية الانبساط مع الحقّ ، و هو أن لا يجنّبك خوف ، و لا